اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «چارشنبه سوری!» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
صحنه ي اول – داخلي- اتاق نشيمن ويلاي صدفي:
- پنجول من تيزتره!
- يويوي من عزيزتره!
- حالت تو قوطيه!
- نهنگ دارم
نميذاره!
و تدي دکمه رو چوبدستيشو فشار داد تا اشعه ليزر قرمز بيفته رو صورت جيمز و جيمز
قلبشو بگيره و پس بيفته!
- اوه توله گرگ! تو اينجامو که زدي ( جيمز به صورتش
اشاره ميکنه) اينجام ( جيمز دوباره به صورتش اشاره ميکنه) درد نکرد، اينجام (جيمز
به قلبش اشاره ميکنه)... اينجام ( جيمز دوباره به قلبش اشاره ميکنه) اينجام (جيمز
باز به قلبش اشاره ميکنه) درد کرددد....
و بعد زبون جيمز به صورت قائم يهو از
دهنش ميزنه بيرون و بعد از چن ثانيه مکث ميفته رو گونه سمت چپش.
اين لحظه تدي هجوم مي بره سمت جيمز و پيکر پاک(!) و بي جانشو تکون
ميده:
- جيمز! جيمز! جيمز نه تو باس زنده بموني! تو نباس بميري! نه جيمز! اوهو
اوهو اوهو!
- شرط داره! ![]()
- زنده اي؟ شت! ![]()
- چارشنبه سوري! ![]()
- حرفشم نزن!! عمرا!

صحنه ي دوم – خارجي – وسط ميدون جنگ:
تدي با حالت
رو
به دوربين وايساده و از نوک موهاش که هنوز يکمي هم شعله ورن دود بلند ميشه. صورتش
کاملا دوده گرفته و تنها چيزي که ميشه از صورتش ديد چشم هاي درشتشه که با بهت به
دوربين خيره شدن.
در همين لحظه يه کپسولي همزمان با شيش تا سيگاري و پنج تا
شکلاتي از يه طرف کادر دوربين پرت ميشن و از مقابل تدي ميگذرن و از اونطورف کادر
خارج ميشن. صداي انفجار و جيغ و ديالوگ "حالتو ميگيرم!" به گوش ميرسه و
اينباردو تا کپسولي همزمان با دوازده تا سيگاري و ده تا شکلاتي از همونور پرت ميشن
اما چون حجمشون دقيقا دو برابر گروه قبلي مواد محترقه س، متاسفانه به فردي که اونور
کادر وايساده نميرسن و همشون درست جلوي پاي تدي فرود ميان.
تدي قبل از اينکه بدون جارو، شوت شه آسمون. اونور ميدون جيمز رو ميبينه که رو کمربندشو اکليل سرنج بسته و خودشو پرت ميکنه زير ِ ماشين مشنگا.
صحنه ي سوم – فرا خارجي! - اون دنيا :
و تدي حلقه بالا سر اولين فرشته اي رو که سر راهشه ميگيره و پرتش ميکنه تا حلقه
از ديوار بين بهشت و جهنم بگذره و بخوره تو سر ِ نزديک ترين شيطان به جيمز که سعي
داره نيزه ي سه سرشو از چنگ جيمز بيرون بکشه.
همزمان با نگاه تند و تيز شيطان
مورد نظر به فرشته ي تدي که فک ميکنه حلقه از سوي اون پرتاب شده، جيمز هم نيزه رو
پرت ميکنه طرف بهشتي ها که مستقيما ميخوره تو آلت موسيقي فرشته ي مورد نظر!
در
نتيجه، دقايقي بعد تدي و جيمز خودشونو به زور از تو ابر دعوايي که از يه طرفش يه دم
مثلثي قرمز و از طرف ديه ش يه رداي سفيد و بلند فرشته اي زده بيرون نجات ميدن و مي
پرن پايين!
نتيجه ي اخلاقي:
چارشنبه سوري گولاخه! :shout:
برچسب:
نویسنده: نوید طاهری